تبليغاتX
مُـــــدام نــــــــامه

مُـــــدام نــــــــامه

مـدام

 

 

سلام علیکم جمیعا

 

|.| بله دیگه / باز هم / همینجوری / . . . / حالا مهم نیست / مهم بودنه !! البته بنا به توصیه ی برخی دوستان تصمیم داشتم این پست رو با موضوع خاصی بنویسم ! در واقع در راستای علاقه و پاسداشت از مقبره و مرگ و این چیزها !!  / از افراد سرشناس و نام آشنایی که در نزدیکی ما دفن شده اند / خلاصه که وقت نشد ! / نه اینکه سرمان خیلی شلوغ است !! / به هر حال سر فرصت و در اولین زمان ممکن اقدام به نگارش پست مذکور خواهیم کرد !!  علی الحساب امشب رو بر رویه ی قبل باشید  و تحمل بفرمایید !!

 

|.| در آن روز خاص / رفتیم و رفتیم !  و برگشتیم !!  / بعد از فروکش کردن منازعات و در واقع بهتره بگم یورش طرف مقابل / به محل کار دوستم رفتم که ببینم اونم برگشته یا نه / چون قرار بود با هم بریم ولی من بهشون نرسیدم/ خلاصه رفتم ازش خبر بگیرم !!  رفتم توی شرکتشون ! از در که رفتم تو / گفتم آقای فلانی هستن ؟! همکارش با حالت خاصی نگاه کرد ! یه جور تشویش توی صورتش بود ! با مکث گفت / / ب  ل  ل  ه / هستن .  که در همون لحظه دوستم وارد اتاق شد و من رو دید /  همکارش  بهش گفت / فلانی واقعا یه لحظه فکر کردم  اومدن بگیرنت !!  حالا ربطش را خودتان بیابید !!!

 

|.| چه بازی جالبی !! فکر کنم خیلی کیف داشته باشه !! من به تو لایحه میدم ! بعد میمونم بالا سرت / تا میخوای ورق بزنی هی میگم اونورشو بیشتر نگاه کن ! / اینجاشو ول کن ! من از اینجاش مطمئنم !  تو هم مطمئن باش // بعد اگه تو بخوای تغییرش بدی یا مثلا اصلاحش کنی / من قهر میکنم / ناراحت میشم / میگم اصلا نمیخوام / پسش بده ! قرار نبود عوضش کنی !! / بعد یه کم که میگذره میگم حالا پیشت بمونه / ولی تغییر نده دیگه ! ( با ناله و گردن کج !) بعد حالا خیلی چیزها هم زمزمه وار / نزدیک گوش ات میگم که بقیه نمیشنون !  حالا ببینم آخرش چی میشه ! / هنوز خورد و خوراکمون و گلاب به روتون  . . .  هدفمند نشده نون رو گرون کردن / ببینیم کم کم چیا قراره گرون بشه ! بعد هم که یه تورم پدر مادر دار !!!

 

پ.ن : کم کم دارم به روزهای انتخاب عکس برمیگردم !! 

              6

دفعه ی قبل یه عده لذت نبرده بودن !! اینبار تلاش کردم جبران کنم !!!

 پ.ن ۲ : در راستای تشعشعات لطیف و زیبای روح و جانمان در این وبلاگ ( به خصوص پ.ن قبلی و هم ردیفانش !! )  اقدام به گذاردن آهنگی زیبا از خواننده ای به نام آرش ( که من خیلی نمیشناسم و سالهاست که فقط همین یه آهنگ رو ازش شنیدم ! ) و شعری بسیار بسیار زیبا از فریدون مشیری ( کوچه )  نموده ایم !!

اینجا    !!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 2:34  توسط مُـــــــــــــــدام  | 

 

 

^ آمدیم /  آمدیم که بنویسیم / مهم نیست از چه ! مهم نیست به چه شکل / آمدیم که امده باشیم

^ فردا روز اگر دست روزگار نقدا حساب ما رو پرداخت بدونیم یه روزی بودیم

^ مادربزرگمو دیر به دیر میبینم / هم اون کم میاد خونه ی ما ( بخاطر مسافت و اینکه تنها بلد نیست بیاد و باید منتظر باشه کسی اونو بیاره ) و هم اینکه من نمیرم / ولی این جمله رو همیشه میگه که شب و روز که دروغ نیست  ! منم میگم دروغ نیست ولی الکیه / لبشو گاز میگیره و زیر لب یه چیزی میگه / نمیدونم یعنی حرف من بده !! یا موضوع چیز دیگه است ! حالا من داشتم فکر میکردم که واقعا شب و روز دروغ نیست / وجود آدمها دروغ نیست / ما هستیم گرچه یه روز به سادگی فراموش میشیم /

 

^ خدا ما را ببخشاید ! امروز چقدر دهان مبارک رو به الفاظ مبارک تر مزین کردیم / هم به صورت مفرد هم به صورت جمع !! مترو افتضاح شده است / توصیه ی اکید میکنیم صبح از ساعت شش و نیم تا نه / و غروب از ساعت شش تا هشت سراغش نروید ! از ما گفتن ! آدم توی تاکسی و پشت چراغ قرمز بماند بهتر است تا اینکه نابود شود و دکمه های لباسش کنده شود و احیانا دست این و اون هم ...  / /   حالا از سرماخوردگی و سرفه ی مستقیم توی صورت و فرو رفتن در یقه باز دیگری گذشتیم / این وسط یه آقا پسر خوشتیپ و با کلاس هم اگه موهایش رو کاملا و واقعا کاملا به شکل سیخ درآورده باشد و بر اثر ترمز سیخ در چشمان شما فرو رود چه میشود !!! *

 

^ خب من تازه فهمیدم چه هزینه ی سنگینی بر جامعه و مهم تر از اون بر خانواده تحمیل میکنم !!  این میوه ها چقدر گرون شدن !!  یعنی یه سالی هست که قیمت میوه قربونش برم شده !!  ولی انگار امسال مصرف میوه ی من خیلی خیلی زیاد شده !!  در بهترین حالت شبی دو تا سیب و دو تا انار و پرتقال و نارنگی و مقدار متنابهی چای و تخمه و نخودچی ( فکر نکنین من اهل نخودچی خورونم !!! ) جالبه من که همه میگن همیشه خوابم !! مدت زیادیه همیشه چای اول صبح رو خودم دم میکنم !!! بعدش میخوابم !! ولی الان دارم میخندم !! باز که یاد هزینه ها می افتم گریه ام میگیره !! اوضاعی شده ها !!  فکر کن !! ماهی هفده هزار تومن بخوان پول بدن و یارانه رو حذف کنن !! چه شود !!!

 

^ شب ها به خودیه خود  معرکه هستن !!! اگه بارونی هم باشن که دیگه هیچی  !! این روزها خوبم / نه اینکه بخوام اغراق کنم ! ولی خوبم ! چه میشه کرد که پاییز خیلی لذتبخشه برای من ! جایی هست که همیشه پاییز باشه ؟!!! جایی هست که آدم همیشه احساس خوبی داشته باشه ؟! جایی هست که من بتونم باشم !!!!!

 

*)   استخراج از سری خاطرات من و مترو بالاخص امروز !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 3:56  توسط مُـــــــــــــــدام  | 

 

 

~ دیدی گله کردن و ابراز ناراحتی هم خوبه !!  / گفتم چرا پاییز نمیشه ! هوا امروز کلی تغییر کرد !! حالا دلت میخواد ادامه بدم بلکه یه بارون استوایی بیاد و حالشو ببریم ؟! حالا یه ماشین شستن که این حرف ها رو نداره !!! زندگی همینه دیگه !! شستن ماشین ! کثیف شدن لباس ! شکستن چتر !!! ای بابا / من هنوز چتر ندارم !! چه کنم حالا ؟!!

 

~ بعد از یه مدت دانشگاه نرفتن ! / صبح بیدار شدن  شده یه دردسر !! نه اینکه قبلا همه ی کلاسهام ساعت اول بود ! ( از یازده صبح زودتر کلاس نداشتم ! ) و اینکه به همشون هم به موقع میرسیدم !! حالا این روزها تا شش و هفت صبح بیدارم و بعدش میگم یه چرت میزنم و میرم بیرون !! این چرت زدن هم تا ظهر طول میکشه !! امروز هم با چشمهای پف کرده راه افتادم رفتم / رسیدم / دیدم دوستان قدیمی که ماشالله همشون کاردانی رو هفت ترمه و کارشناسی رو ۱۳ ترمه تموم کردن / دم در جمعند و منم آروم و ساکت با دو سه نفر سلام و علیک کردم و به اجرای برنامه ی همیشگی مشغول شدم !! بعد رفتم توی دانشگاه و به سمت گروه !!! / دیدم توی اتاق بحث شیرین فوتبال در جریانه !!! همه هم پرسپولیسی !! /// ... /// بنده امروز به جهت رسیدگی به پاره ای مسائل به چند بخش مختلف دانشگاه سر زدم و از اینکه در تمام قسمتها همه ی افراد٬ تماما و بدون وقفه به انجام امور مراجعین مشغول بودن حسابی لذت برده و مشعوف گردیدم !

 

~ یه مدت از دوستم بیخبر بودم ! بهش زنگ زدم / میگم چه خبر ؟ کی عروسی میکنی پس ؟!!! میگه فلانی خاک بر سرت !! / زن نگیریاااا !  من  دو هفته دیگه عروسیمه ! ولی علنا   ...ه  شدم !!! / میگم به سلامتی ! ولی تو قبلا هم دچار این مشکل بودیااا !

 

~ مدتی است از قرصی بودن فاصله گرفته ایم !  یعنی به روشهای جایگزین روی آوردیم !! بهترین روش بی خیالی و تحمل درد است ! که گرچه کمی آزار دهنده است ولی جواب میدهد !! یعنی خوبی اش این است که اگر هم جواب نداد حداقل دلت خوش است که کاری نکردی که منتظر جوابش باشی ! و به درد خودت میمیری !!! حالا مهمترین دلیل این افزایش فاصله کیفیت پایین قرص هاست !! در این مدت که دز کدئین ها رو کم کرده اند ! انگار کیفیت انها نیز مورد حمله واقع شده و تغییر یافته است ! لب کلام اینکه مثل قبل نشئه نمیکنند آقا جان !!

 

پ.ن : چند تا عکس  زیبا  براتون  گذاشتم  ! خواهشا لذت ببرید !!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 1:48  توسط مُـــــــــــــــدام  | 

 

 

() پاییز اونجوری که باید و شاید نیومده ! نمیدونم چی کار میکنه ! نصفه شب و دم صبح که کسی نیست یه کم خودشو نشون میده ! منتظرم / هنوز منتظر هوای سردتر و بارون هستم ! البته حالا که  بارون نمیاد / یه کم دیگه هم صبر کنه بد  نیست ! امروز خواهر زاده ی من چتر اینجانب رو در حرکتی زیبا و دلنشین از بین برد !! نمیدونم چجوری افتاده بود دست این بچه !!! و نمیدونم چی کار کرد که اینقدر جمع و جور شد آخرش !!!

 

() اون روزی که من خواستم گل و بلبل درونیم رو بریزم بیرون و بگم برن برای خودشون هوا بخورن ! بعضیا گفتن خوب نیست ! یا گفته شد که یه وقت زیادی بهشون میدون ندی ! من هم سعی کردم جمعشون کنم و نذارم خیلی فعالیت کنن ! ولی مگه میذارن ؟!! خودت ببین دیگه ! ببین چه گل و بلبل شده ! حالا که من جمعشون کردم /  همه ریختن بیرون /  خودت که میبینی ! تازه کار من خوبیش این بود که همه رو دور و بر خودم  ریختم ! به کسی هم حواله نکردم !! طرف میاد همه رو میریزه روی سر و صورت بقیه و با کمال افتخار سرشو میگیره بالا و دم از موفقیت میزنه و کلی هم مورد تشویق و تحسین قرار میگیره !!  هر روز یه گوشه ی جدیدش رو میبینیم و بازم منتظر روز بعدی هستیم ! نمیدون آخرش چی میشه !! تا کجا قراره پیش بره !! یعنی میشه روند معکوس بشه ! یعنی در مسیر درست قرار بگیره ؟!!! این مسیر که تا اخرش بی راهه است !! کاشکی توان و قدرتی بود که میشد اعمالش کرد !!   حیف که اسلام دست و بال من رو بسته ! وگرنه همینجا / در حضور همه٬ من جمله خودم !! / تمامی گل و بلبل های موجود رو به شدت هر چه تمام تر به عرصه ی وجود میرسوندم و آرامشی طولانی برای خودم به ارمغان می آوردم !!

 

() هفته ی قبل هی رفتم دانشگاه / هی فرد مورد نظر نبود ! اولی بود ! دومی نبود ! دومی هم بود ! پیچ قضیه زیاد بود !! بساطی داریم !!! شاعر هم میگه !!  " بر بساطی که بساطی نیست ! "  حال منظور شاعر رو نمیدونم ! ولی بدبختی اینجاست که آخرش هیچی توش نیست !! گــــِـــــل بگیرن  این دم و دستگاه رو که کلهم همه چیزش ضد حاله !!

بابا چرا یه بادی / سیلی / طوفانی / چیزی نمیاد ما رو با خودش ببره اونور ؟!!!

 

() یکی از اهالی محل هست / یه پیرمرده ! هر چند وقت یه بار اسم منو می پرسه ! آخر سر هم  قبل از اینکه برم  میگه آقا رضا !!!! از فلانی دو نخ سیگار برای من بگیر !!!  حالا کی حوصله داره بیاد توضیح بده که اسم من رضا نیست ! از این به بعد باید حواسم باشه کسی اسم رضا رو صدا کرد ممکنه با من کار داشته باشه !! هر دفعه هم بلا استثنا باید یه خاطره تعریف کنه !!! تقریبا تمامشون رو حفظم !!! همیشه هم با همون شدت و حدت قبلی تعریف میکنه !!!  یه بار داشت  برای بار چندم خاطرات دوران جوانی و یه زن آلمانی رو تعریف میکرد که دوستم هم اومد پیشمون !! کم کم نگاهش از من چرخید و دوستم شد مخاطبش !! منم شانس آوردم و یکی از دوستام صدام کرد و با اجازه رفتم !! بعد از یک ساعت و نیم که برگشتم دیدم هنوز خاطره تموم نشده و  تازه رسیده به ورشکستگی اول و فروش مغازه ی فلان جا و  ...   / نمیدونم دوستم چرا هی به من بد نگاه میکرد ؟!!! خودش اومد بود اونجا !!

 

() معلم مذهبی ریاضی در مورد تفکر صحبت میکنه و در آخر به برخی بازی ها اشاره میکنه که نیاز به تفکر فراوان دارن !!  به شطرنج اشاره میکنه و از بچه ها میخواد که به بازی های دیگه اشاره کنن !!  کلاس ساکته و یکی از بچه ها با شیوایی خاصی / بلند میگه آقا ورق هم خیلی فکریه !!!!!!

( تعداد زیادی از علما جدیدا ورق رو حلال اعلام کردن !!  )

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 4:29  توسط مُـــــــــــــــدام  | 

 

از جانب بانو دعوت به بازی شده ایم !  خب ما هم مینویسیم !  ده موردی که دوست دارم و دوست ندارم ! تا حالا بهش فکر نکرده بودم ! مینویسیم ببینیم چی میشه !!!

 

دوست داشته ها !!

صد البته که خانواده و دوستان و اطرافیان جز دوست داشته ها هستن

۱. پیاده روی پاییزی

۲. شب و شب گردی

۳. سیگار / مخصوصا سیگار اول صبح و سیگار بعد از غذا / اونم توی زمستون و برف !!

۴. برف

۵. خوردن !

۶. موسیقی به فراخور حال

۷. قلیون بعد از کله پاچه !!

۸. خواب

۹. چرت زدن سر کلاس

۱۰. نت

 

دوست نداشته ها !!

۱. غذای شیرین !

۲. آدم فضول و مزاحم

۳. سیراب شیردون !!

۴. خرید کردن

۵. کتونی سفید !

۶. همسایه ی پررو

۷. چای سرد

۸. آدم متکبر

۹. غذای بی نمک

۱۰. خودم ( دیگه چیزی پیدا نکردم )

 

فی البداهه نوشتیم ! وگرنه موارد زیاد باید  باشه !!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 1:41  توسط مُـــــــــــــــدام  |